صائن الدين على بن تركه

52

عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )

خوشوقت كند « 1 » . فيرقص قلبي و ارتعاش مفاصلي * يصفّق كالشّادي و روحى قينتي « 2 » * * سماعى مىرود در مجلس ما * كه ذوقش مىكند هفت آسمان طى « 3 » * * يك قطره از آن جرعه به افلاك رسيد * رقّاص شدند و جمله حال آوردند چون قوّت نظرى ، رهنورد بيان را بدين بزم نزهت نشان رسانيد ، آثار بهجت و انبساط در اسرّهء بندگى حضرت واضح و لايح گشته ، متبسّمانه بدين بيت مترنّم گشتند « 4 » : تاج تو افسوس كه از سر بهست * جل ز سگ و توبره از خر بهست اعيان مملكت يكسر گفتند : استشمام روايح « بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ » ازين حكايت مىتوان كرد . يقين كه به انضمام لطائف « وَ رَبٌّ غَفُورٌ » تمام خواهد گشت . تفصيل نمودن قوّت نظرى ، اوضاع مملكت انسانى را به اشارت سلطان عشق فرمان « 5 » شد كه ديگر اطراف مملكت و اوضاع « 6 » رعيّت - بجملها و تفاصيلها - به عبارتى موجز عرضه دارد . گفت : در صدر مملكت به طرف شرقى شمالى ، شهرستانى به‌غايت عالى و بزرگ واقع شده ، فضايى روح‌افزا « 7 » و هوايى دلگشا « 8 » [ 460 ب ] كز اعتدالِ هوا ، حكم جانور گيرد * اگر به نوك قلم صورتى كنند نگار از صفاى هواى اوست كه مجردان عالم قدس را در مطمورهء آميزش ، پاى تعلق به گل فرورفته ، و از خاك پاك و طيب و طينت او « 9 » كه اذيال طهارت مقدسان عالم علوى را غبار اكوان فروگرفته . « 10 »

--> ( 1 ) . F : + بيت ؛ G و J : + شعر ( 2 ) . F : + بيت ؛ G : + فرد ( 3 ) . F : + بيت ؛ G : + فرد ( 4 ) . F , G و J : + بيت ( 5 ) . B : + چنان ( 6 ) . B , C , D , E , G و I : + اصناف ( 7 ) . G و I : روح‌افزاى ( 8 ) . G و I : دلگشاى ؛ F و J : + بيت ( 9 ) . I : اوست ( 10 ) . F , G و J : + بيت